EnglishEnglishنقشه سایتنقشهصفحه اول پرتالپرتالایرانایران
 
نشرياتاطلاعیه هامعرفی ساختار و تشکیلات دستگاهارتباط با مادرباره مانظرسنجیپرسش و پاسخ
تازه های خبر
هفته سلامت مردان گرامي باد
 
 
 
 
 
 

هفته سلامت مردان گرامي باد

 
 

عصر نوين و چالش هاي سلامت مردان و خانواده

براي تعريف آنچه از آن به نام "زندگي مدرن" انسانها  در جوامع مختلف شناخته مي شود، شايد مولفه هاي دقيقي كه براي همه جوامع قابل تسري باشد نتوان ارائه كرد. اما اجمالا برخي از نمود هاي كمابيش مشترك را براي آن مي توان بر شمرد. برخي از اين نمود ها عموميت بيشتري دارد و شايد با كمي اغماض بتوان آنها را جزو شاخصه هاي ذاتي سبك زندگي مدرن به شمار آورد. برخي ديگر لزوما مرتبط با ذات مدرنيسم نسيتند اما در عمل بروز آنها در شيوه زندگي مدرن محسوس است؛ با اين حال مي توان جامعه اي را با شيوه مدرن ولي بدون اين نمودها نيز تصور كرد.

از سوي ديگر نام سنتي يا مدرن دادن به يك جامعه خاص به طور مطلق تقريبا غير ممكن است چرا كه اين نامگذاري نسبي و مبتني بر استنباط ما از اكثريت گرايش هاي افراد جامعه است. به اين ترتيب در هيچ جامعه مدرني، همه ي افراد آن مدرن نيستند و بر عكس.

با اين مقدمه به برخي از شاخصه ها و تاثير آنها مشخصا بر سلامت مردان اشاره خواهد شد. اما پيش از آن، تذكر اين نكته ضروري است كه برخي از اين موارد عينا به زنان و كودكان  جامعه نيز قابل تعميم است و برخي از آنها نيز به طور غير مستقيم و پس از تاثير بر سلامت مردان جامعه، بر احساس امنيت و سلامت رواني خانواده و ثبات اجتماعي و اقتصادي خانواده موثر بوده و همچنين تاثيرات غير مستقيم بر سلامت جسمي ساير اعضاي خانواده نيز مي گذارد. با اين ديدگاه، عملا مساله سلامت مردان فراتر از مردان مي رود و تاكيد بر سلامت مردان، به هيچ وجه به معني فراموش كردن سلامت ساير اقشار جامعه نيست؛ بلكه تاكيد بر مواردي است كه اين قشر از جامعه به دليل روحيات خاص مردانه، سهل انگاري در مراجعات و پيگيري هاي مرتبط با سلامت و مواجهه بيشتر با برخي خطرات، بايد آگاهي بيشتري از اين موارد داشته باشند.

1)      حوادث رانندگي: وسايل نقليه امروزي با سرعت هاي فزاينده، از مظاهر مهم زندگي مدرن هستند. در كشور ما متاسفانه آمارهاي مرگ و مير جاده اي در طي دهه هاي اخير يا افزايش داشته و يا حداقل كاهش آن چشمگير نبوده اند در همه اين سالها آمار تلفات جاده اي و مصدومين در ميان مردان آشكارا بيشتر بوده است. گرچه نقش برنامه ريزان و مديران مرتبط با اين حيطه در كاهش اين رقم سهمگين(قريب به سي هزار نفر در سال) كاملا مهم است، همه ي ما با نگاهي منصفانه مي توانيم بفهميم كه نقش آگاهي مردم و رعايت قانون در رانندگي بسيار مهمتر است تا آنچه مديران بايد انجام دهند.

2)     حوادث شغلي (عمدتا در صنايع): رشد صنعت نيز يكي از تجليات زندگي مدرن است. ساليانه 271 ميليون نفر از نيروي كار در جهان به دليل حوادث ناشي از كار دچار آسيب مي شوند كه از اين ميزان، 2 ميليون نفر جان خود را از دست مي دهند. همچنين بيش از 160 ميليون نفر نيز به علت قرار گرفتن در معرض عوامل زيان آور محيط كار به بيماريهاي شغلي مبتلا مي شوند. سازمان بهداشت جهاني (WHO) در سال 2002، 37 درصد كمردردها، 16 درصد كاهش شنوايي ها، 13 درصد بيماريهاي انسدادي مزمن ريه، 11 درصد آسم ها، 10 درصد تومورها و 10 درصد سرطانها را مربوط به عوامل زيان آور محيط كار دانسته است. اين آسيبها عمدتا مردان را درگير مي كند چرا كه عمده اين مشاغل، شغل هايي سخت و مردانه محسوب مي شوند. آگاهي رساني مداوم مي تواند به مطالبه گري و رعايت بهتر نكات ايمني هر شغل بينجامد و بهبود در ميزان بروز چنين آسيبهايي را سبب شود.

3)    آلودگي هاي زيست محيطي: علاوه بر مثالهاي ملموسي چون آلودگي هوا كه بسياري از مردم شهرهاي بزرگ و بخصوص تهران را درگير مي كند، امواج گوناگوني كه چندان خطرات احتمالي آنها مورد توجه قرار نمي گيرد يا اطلاعات موجود درباره آنها كامل و جامع نيست (موبايل و ماهواره و پارازيت و ...) ممكن است علتي براي بسياري از بيماريهاي جسمي (سرطانها، ناباروري، بيماريهاي با منشا ناشناخته...) و رواني (اظطراب، بي خوابي...) باشند. انواع ديگري از آلودگي مانند آلودگي آب و آلودگي صوتي نيز بحث هيا تخصصي خود را مي طلبد كه از آنها مي گذريم.

4)    تغيير الگوي تحرك افراد: واضح است كه شيوه زندگي نوين به تدريج تحرك بدني را در بسياري از مردم كاهش مي دهد. تبعات اين كاهش تحرك در هر دو جنس مشهود است (چاقي، فشار خون، ديابت، بيماريهاي قلبي و عروقي، پوكي استخوان و ....) اما اين عواقب منفي در مردان بروز بيشتري دارد. بسياري از اين بيماريها نيز در مراحل اوليه ممكن است سالها پنهان باشند و راه كشف آنها بيماريابي فعال است و نقش پيگيري هاي خود فرد در اين بيماريابي ها اساسي است. اين امر يك بار ديگر تاكيدي بر نقش آموزش هاي عمومي و آگاهي است.

5)    مصرف سيگار، مواد مخدر، الكل و ...: در جوامع امروزي رواج اين عادات به طور قابل ملاحظه اي ديده مي شود. حتي در كشورهايي كه توانسته اند روند رشد مصرف سيگار را معكوس كنند، همچنان مصرف كنندگان سيگار درصد قابل توجهي را به خود اختصاص مي دهد. پيدايش مواد مخدر صناعي نيز پيچيدگيهاي مربوط به تشخيص و كشف اين موارد را بيشتر كرده است. درباره عوارض حاد و مزمن اين عادات اجتماعي نيز به قدر كافي سخن گفته شده. بديهي است كه در جامعه ايراني اين عادات عمدتا در ميان مردان رايج است. هر چند رشد مصرف سيگار و مواد مخدر در زنان (بخصوص دختران و زنان جوان) عارضه اي است كه اي بسا مي شد با برنامه ريزي به موقع، ميزان امروزي آن را كاهش داد و البته براي آينده نيز هر چه زودتر اقدام شود بهتر است.

6)     در ايران، افزايش ميانگين اميد به زندگي در جامعه، و رشد آرام و تدريجي جمعيت ميانسالان با توجه به هرم جمعيتي دو دهه اخير، برخي از چالش ها را كه در دهه هاي پيشين كمتر مورد توجه قرار مي گرفتند به تدريج پر رنگ تر خواهد كرد. گروهي از بيماريها كه شيوع بيشتري مي يابند، درمانهاي همين بيماريها و عوارض درمانها و برخي موارد طول كشيده، و اهميت روزافزون مساله كيفيت زندگي در اين بيماران، سمت و سوي برخي مراقبت هاي سلامت را به آرامي تغيير مي دهد. همه اينها چالش هايي براي سياستگذاران سلامت، ارائه دهندگان خدمت و سازمانهايي چون بيمه ايجاد مي كند و به روز سازي سياستها و بازتعريف بودجه بندي ها را ضروري مي سازد.

7)    افزايش سن ازدواج جوانان بخصوص در محيط هاي شهري، دسته اي از دغدغه هاي جديد اجتماعي رفاهي و حتي اقتصادي پيش آورده است. از جمله اين دغدغه هاي جديد، مسائل مرتبط با سلامت رواني اجتماعي، حفظ چهارچوبهاي عرفي جامعه (نه لزوما تمامي عادات اجتماعي) و دغدغه هايي چون باروري زوجين است كه به وضوح تحت تاثير سن زوجين قرار مي گيرد. سياست هاي تسهيل ازدواج از جمله وامها و ازدواجهاي گروهي و ... نيز در يك نگاه منصفانه، در تسهيل واقعي ازدواج و تسريع در تصميم گيري جوانان براي تشكيل زندگي مشترك موثر واقع نشده اند. شايد مهم ترين دليل اين عدم توفيق آن است كه حمايتهاي "لحظه شروع" دردي از مشكلات "پس از شروع" زندگي مشترك را درمان نمي كنند. به عنوان مثال زوجهاي نابارور با ميانگين سني بالاتر اگرچه در پوشش هزينه هاي درمان ناباروري نسبت به چند سال پيش وضعيت بهتري دارند، اما همچنان هزينه هاي انجام اين درمانها در مورد بسياري از زوجين، ثبات زندگي اقتصادي اجتماعي شان را برهم مي زند.

اينها تنها نمونه هايي از چالش هاي زندگي امروزين براي سلامت جامعه است. حل برخي از اين مشكلات آسانتر و برخي به شدت پيچيده است. اما جز مواجهه و برنامه ريزي منطقي و استفاده از تجارب ساير جوامع با آغوش باز و مهمتر از همه به رسميت شناختن وجود اين مشكلات چاره ديگري ندارد. به تعويق انداختن رسيدگي به اين مسائل البه به سرعت باعث پيچيده تر شدن مشكل خواهد شد و بازگرداندن روند رو به سراشيبي آن بسيار سخت خواهد بود.

 
1398/12/01
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
شماره تلفن
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
۱۳۹۹ چهارشنبه ۲۰ فروردين
بازدید کنندگان
تعداد بازدیدکنندگان امروز 9
تعداد بازدیدکنندگان دیروز 55
تعداد کل بازدیدکنندگان تا امروز 347303
تعداد کاربران بر خط 159
تعداد کاربران لاگین بر خط 1
ورود اعضا
شناسه کاربري
کلمه رمز

کدامنیت  



forget کلمه رمز را فراموش کرده ام
register ثبت نام

Powered by DorsaPortal