EnglishEnglishنقشه سایتنقشهصفحه اول پرتالپرتالایرانایران
 
نشرياتاطلاعیه هامعرفی ساختار و تشکیلات دستگاهارتباط با مادرباره مانظرسنجیپرسش و پاسخ
درباره شهرستان

شهرضا

شهرِضا یکی از شهرهای استان اصفهان ایران است. این شهر در ۷۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان واقع شده است. آب و هوای آن نسبتاً گرم و خشک است. آب آشامیدنی آن از چاه تأمین می‌شود اما به تازگی قرار است آب آشامیدنی آن از سمیرم به شهر منتقل شود.

 

قمشه(شهرضا) شهری است که ايجاد و پی افکندن آن را به همت يک فرد نسبت نداده اند زيرا همانطورکه می دانيم شهر يکباره بوجود نمی آيد بلکه مدتها طول می کشد تا يک مکان جنبه شهريت پيدا کند. در پيدايش و گسترش قمشه دو عامل مهم نقش اساسی داشته اند يکی قرار گرفتن در کنار راه های بازرگانی و تجارتی و ديگر وجود يک مرکز مذهبی با وجود اين تفکر و تلاش مردم در طول زمان با بهره گيری از منابع طبيعی موجود سبب گسترش بيشتر شهر شده است. مطالعه روند پيدايش و تحولات تاريخی سکونتگاه قمشه با توجه به فراز و نشيب ها و کارکردهايی که طی حيات خود داشته است به چهار دوره تقسيم می شود:

دوره اول: پيدايش قريه قمشه بر مبنای عوامل جغرافيايی  خاک های حاصلخيز دشت قمشه وجود منابع آب  آب و هوای نسبتا مساعد موقعيت گذرگاهی امنيت بيشتر نسبت به نقاط مجاور و سرانجام تمرکز جمعيت در اين منطقه.

دوره دوم: توسعه و تبديل شدن به يک مرکز مهم استراتژيکی و تجاری که در دوره صفويه به اوج خود رسيده است و قمشه شاهد مسافران زياد از نقاط مختلف دنيا بود و کاروان سراها  قهوه خانه ها و مراکز خدماتی در آن ساخته شده و موجب افزايش جمعيت شده است.

دوره سوم: انحطاط و خرابی بر اثر حملات افغانها درگيری ها ی خاندانهای قاجاريه و زنديه در اين شهر و سپس حملات مهاجران و اشرار مهاجر و ايجاد ناامنی و رکود اقتصادی در منطقه.

دوره چهارم: که از سال 1304 ه ش آغاز شده توسعه فيزيکی و گسترش مرکزيت خدماتی اداری فرهنگی تجارتی و ترانزيتی را به همراه داشته است. قرار گرفتن اين شهر بر سر راه ارتباطی اصفهان شيراز و احداث مسجد جامع  کاروانسرا و بازار در در دوره اسلامی که تمام فعاليتهای تجاری در آن صورت می گرفت به توسعه قمشه کمک کرد.

باتشکيل دولت صفويه و به دنبال آن پايتخت شدن اصفهان اهميت قمشه افزايش يافت زيرا قرار گرفتن اين شهر بر سر يکی از راه های مهم تجاری و فاصله نزديک شبه اصفهان موجب گرديد که از نظر تدافعی به صورت نوعی پادگان ميان اصفهان و فارس درآيد کاروان سراها توسعه يابد و امامزاده شاهرضا به عنوان مرکز مذهبی مورد توجه قرار گيرد. اما در زمان تسلط افغانها بر اصفهان ضربات ويران کننده ای بر اثر هجومهای پياپی بر اين شهر وارد گرديد و با اين حال جنگ قدرت ميان طايفه های گوناگون بعد از آن قمشه را به مرز نابودی کشاند و به دليل عدم امنيت سبک معماری قمشه تغيير يافت.
بدين صورت که شهری در درون حصار محصور شده شکل گرفته توسعه قمشه به شکل دايرهای در اطراف هسته اوليه شهر تا پايان حکومت قاجاريه ادامه يافت دروازه های مهم آن دروازه ی اصفهان (کوچ کمال ) و دروازه شيراز بود و در بين اين دو دروازه دروازه سيد خاتون قرار داشت که هم برای رفتن به روستاهای  اطراف  و  هم  برای  دسترسی  به مزارع مورد استفاده قرار  می گرفت دروازه های کوچک ديگر عبارت بودند از : دروازه دهاقان،  حاج کمال،  شاه مراد و دروازه آقا که در کنار محله ي آقا قرار داشت. بعد از سال 1304 ه ش امنيت بيشتری در ايران بوجود آمد دوره ي تازه ای از معماری نيز در شهر پديدار گشت. بنا به سندی موجود در مرکز اسناد ملی از سال 1306 ه ش اقداماتی در جهت خيابان کشی در شهرضا انجام گرفت و به دنبال آن در سال 1313 ه ش اولين خيابان اصلی شهر که جهت شمالی- جنوبی داشت احداث گرديد اين خيابان که ازميان بافت قديمی شهر عبور می کرد تغييراتی را در محلات قديمی و بافت فيزيکی شهر به وجود آورد جمعيت علاوه بر سکونت يافتن در بخش قديمی در جهت های شمالی و شرقی نيز سکونت گزيدند و کم کم از مصالح ساختمانی بادوام نظيرآجر و آهن استفاده نمودند. اهميت تجاری شهر دوباره زنده شد و بنا بر سند ديگر کارخانه ريسندگی و بافندگی شهرضا در سال 1315 ه ش افتتاح گرديد وبافت قديمی ديگر تنها مرکز فعاليت های تجاری و اقتصادی شهر نبود. در سال1315 ه ش تعدا زيادی از بناهای قديمی جهت وسعت عرضی معابر تخريب گرديد و اين تغييرات فيزيکی در سالهای بعد ادامه يافت و با مهاجرت اقوام ترک بهاين منطقه شهر قمشه بافت جديدی پيدا کرد. علاوه بر خطوط ارتباطی تجارت اقتصاد کشاورزی و عشاير در توسعه فيزيکی قمشه موثر بوده است قمشه به علت وجود سابقه طولانی از جمله شهر هايی است که دارای هويت تاريخی است و درطول حيات خويش معماري های بسياری را آزموده است. مسايل امنيتی اجتماعی سياسی اقتصادی فرهنگ حاکم جامعه و تجربيات همواره عوامل مهمی در تعيين رشد و توسعه کالبد اين شهر بوده است و به همين دليل شهر قديمی قمشه از استخوانبندی و شکل منسجمی برخوردار است.

شهر قمشه در گذر تاريخ

درپاسخ به سوالات متعددی از جمله اينکه قمشه در چه زمانی به صورت يک پايگاه در بين راه شيراز - اصفهان عمل می کرده  چگونه توسعه يافته دين و مذهب مردم آن چه بوده در چه دوره ای جمعيت آن کم شده و به صورت يک خرابه در آمده و چه زمانی مرکز بزرگ سياسی نظامی و اقتصادی ايران بوده است، مطالبی در لابه لای کتابهای مختلف وجود دارد که می تواند ما را در اين زمينه ياری دهد تا ورنيه 1075 ه ق 1664 م . قمشه را اين چنين توصيف کرده است: ((روز بيست و ششم (فوريه 1664 م.) سه ساعت بعد از نصف شب به صحرای خشکی داخل شديم و از آنجا طی طريق نموده تا به يک ليو مسافت قمشه رسيديم و ار آنجا اراضی آباد شروع به خودنمايی کردند. قمشه شهر بزرگی است يک شاعت قبل از ظهر وارد آنجا شديم.)) همچنين آندره دوليه 1075 ه ق . 1664 م. جملی کار ری که از طرف شيراز وارد قمشه شده بود و در مورد قمشه نوشته است: ((پساز شش فرسنگ راهپيمايی به جاده ای خوب و ناحيه ای بسيار حاصل خيز اگر چه بدون درخت به دهی رسيديم که ايرانيان ان را شهر به حساب می آوردند.)) و در ادامه نوشته شده است: ((شش ساعت راه پيموديم تا به شهر کوچک قمشه رسيديم اين شهر در جلگه ای قرار گرفته خانه های آن گلی است.))
 
حاجزين العابدين شيروانی سال 1248 ه ق چنين می گويد :(( گويند قديم الزمان قومشه شهری بوده آزاد خان افغان بعد از نادرشاه خراب نموده. قصبه ای است شهر مانند و بلده ای است خاطر پسند))  اوژن فلاندن در سال 1254 ه ق . 1838م . از اختلافات داخل صحبت کرده :((سابقا قمشه شهری بزرگ بوده و ليکن امروزه ويرانه ای است که چندين خانه و عده معدودی ساکن دارد. اين شهر به زمان صفويه پيشرفت شايان داشت ولی جنگهای داخلی و اغتشاشات آن را از صورت آبادانی به حالت شوم و ويرانی در آورده اند.))
 
باوراندوبد يک سال بعد در مورد قمشه نوشته ((شهر به مکانی کوچک که دارای استحکامات است تنزل يافته اما به نظر می رسد قمشه در ايام پيشتر شهر بسياربزرگی بوده چون آثار ويرانی های فراوانی در اطراف آن به چشم می خورد اثرتعدادی قنات قديمی هم ثابت می کند که اين محدوده زمانی پرجمعيت بوده است.))
دوگو بينو  سال 1273 ه ق . 1856 م . در مورد مهيار گفته (( مهيار درگذشته قصبه بزرگی بوده است ولی اکنون چيزی جز يک ده و باغهای وسيع که بيشترشان متروک هستند باقی نمانده است))
بروکسبه سال 1276 ه ق . 1859 م. در حالی که از اصفهان به شيرزا در حرکت بوده واز مهمان نوازی مردم قمشه نوشته:(( جلوی دروازه حاکم آن شهر که تابع شاهزاده حاکم اصفهان بود و جمعی از محترمين سوار بر اسب به استقبال آمده بودند تعارفات مختصری ميان ما و آنها رد و بدل شد و حاکم و ريش سفيدهای شهر ما را به سوی خانه ای که برای اقامتمان در نظر گرفته بودند راهنمايی کردند.))
همين شخص  که سه سال بعد  و  اين بار   از طرف  جنوب به  سمت اصفهان در حرکت بوده   می نويسد ((پنجم نوامبر (1861م.) هوا در قمشه ابری بود و ارز ساعت چهار بعد از ظهر باران گرفت و اين خود به لطافت هوا کمک می کرد. وضع شهر قمشه روی هم رفته خوب نبود زيرا وبا شيوع کرده و تلفات زيادی به بار آورده بود . مردم از هر طرف نزد ما می آمدند و دوا می خواستند و با زحمت زياد به آنها می فهمانديم که دارو و پزشک نداريم. با اين وضع اقامت زيادتر در قمشه امکان نداشت و صبح روز ششم نوامبر درحاليکه باران می باريد   کاروان خود  را به سمت منزل ديگری به حرکت درآورديم))
مسعودميرزا سال 1283ه ق . (( قمشه شهری است بزرگ)) حاج سياح که در سال 1294 هق از قمشه عبور کرده است در خاطرات خود نوشته :(( شهر قمشه جای فراوانی و ارزانی از قبيل نعمت و ارزاق است وضع شهر هم بد نيست))
محمدمهدی اصفهانی در سال 1299 ه ق . بيان نموده که: (( قصبه قمشه شهری معتبر است بازار و دکان و کاروانسرا و مساجد همه دارد و جای خوبی است.))

محمدحسن ميرزا قاجار در سال 1303 ه ق . از دوران آبادی اين شهر نوشته: (( قصبه قمشه در حالی که از شهرهای قديم جنوب اصفهان بوده است آنچه از وضع و آثارش و از تحقيقات اهالی بلد معلوم می شود در ازمنه صفويه آباد بوده است))
سه سال بعد يعنی سال 1306 ه ق . حاجی پيرزاده در سفرنامه خود چنين نوشته: (( قصبه خيلی آباد و معمور است.))
لردکرزن سال 1307 ه ق . 1889 م . از خرابی شهر صحبت کرده است : ((از آن آبادی و رونق دوره پادشاهان نخستين خاندان صفويه فرو افتاد و يک قرن و نيم است که به اين حال خراب افتاده است.)) خانم لمتون سال 1371 ه ق . 1952 م. بيان کرده است: ((قمشه بر اثر غارت مهاجمان افغان و به سبب آنکه شاهان از رعيت آن سامان مال می ربودند انحطاط يافته بود))

معماری قمشه

کمترسياح و جهانگردی است که از قمشه گذر کرده باشد و در مورد معماری مصالح به کار رفته در آن صحبت نکرده باشد . تاونيه سال 1075 ه ق . 1664 م. درسفرنامه خود نوشته است ((قمشه کاروانسراهای متعددی دارد به نسبت اين که همه از خاک و خشت بنا شده خوب و قشنگ هستند . اين شهر مرکب از يک سلسله دهات است که متصل به يکديگر واقع شده و نيم ليو مسافت را به طول اشغال کرده اند))
جملی کاری سال 1106 ه ق . 1694 م . نوشته: ((دور آن را ديوارهای بلند با وضع مرتب و دارای باروهای دوپهلو در جوانب فرا گرفته است.)) نويسنده دوسفرنامه از جنوب ايران در سال 1256 ه ق . نوشته است: ((قمشه حصارش مستحکم و بدون خندق است. در ازمنه صفويه آباد بوده است. حصار و خندق معتبری داشته که خندق آن به مرور منهدم و حصارش به اندک تغييری بر جاست کاروانسراها و دکاکين خرد و بزرگ که کفايت اين جمعيت و صادر و وارد اين را بنمايد موجود و کلا تمام ابنيه و عمارات آن تقريبا آباد و خرابه کمتر به نظر آيد. حمامها  مساجد يک مدرسه و چندين يخچال معتبر دارد.
کنتدو گو بينو  سال 1273 ه ق . 1856 م . اطلاعات مختلفی از معماری قمشه داده است: ((ما را از حصار شهر گذراندند و در فاصله ربع فرسخی در مدخل يک باغ بزرگ که مثل هميشه با ديوار محصور بود قدم به زمينی نهاديم و مشاهده کرديم که چادر هايمان را در کنار يک جوی زيبا در دو قدمی يک کوشک مزين به حوض و فواره بر افراشته اند در هر سو جنگلهای کوچکی از درختان چنار زردآلو و آلو گسترده بود که با درختان مو در هم آميخته و منظر بديعی را ايجاد کرده بودند در گوشه ای از باغ کبوتر خانه بزرگ سر بر افراشته بود))

 

مسجد تاریخی عبدالحمید

امتیازدهی
میانگین امتیازها:2.2 تعداد کل امتیازها:5
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
شماره تلفن
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
۱۳۹۷ سه شنبه ۲۲ آبان
بازدید کنندگان
تعداد بازدیدکنندگان امروز 9
تعداد بازدیدکنندگان دیروز 126
تعداد کل بازدیدکنندگان تا امروز 285054
تعداد کاربران بر خط 35
تعداد کاربران لاگین بر خط 1
ورود اعضا
شناسه کاربري
کلمه رمز

کدامنیت  



forget کلمه رمز را فراموش کرده ام
register ثبت نام

Powered by DorsaPortal